تبلیغات
خدمت بیگاری و اجباری سربازی - لزوم داشتن راهبرد فرهنگی در مسئله ی سربازی

سربازی داوطلبانه آری؛ اجباری نه

لزوم داشتن راهبرد فرهنگی در مسئله ی سربازی

نویسنده :guest guest
تاریخ:چهارشنبه 26 آذر 1393-04:53 ب.ظ


                         

می گویند که ساختار اداری ما مشکل دارد؛ می گویند که در بعضی جا ها به بن بست می خوریم؛ می گویند که باید نظارت ها را تشدید کنیم؛ می گویند که فلان قانون را باید اصلاح کنیم، الحاقیه بزنیم، چه کنیم و چه نکنیم...

بحث رابطه ی حکومت با مردم یکی از بحث های اصلی و اساسی مطرح بین سیاست دانان و سیاست مداران است. نظام اداری و مکانیزم موجود در کشور ما، در واقع ارثیه ای است که از دوران شاهنشاهی به جا مانده است؛ این مسئله، با مبحث علوم انسانی غربی، در متضاد بودن با تمدن اسلامی شیعی متفق است.

امروزه، به دلیل این که هنوز تفکر و فرهنگ "چوب و تَرکه" در بین مسئولین وجود دارد، ما شاهد افزایش روز به روز استفاده از ابزار های سلبی برای رفع مشکلات و نقایص هستیم و شاید به دلیل همین، هنوز هم در بحث رابطه ی مردم و حکومت (از لحاظ جامعه شناسی)، چیزی شبیه مقداری از "عدم اعتماد و دو گانگی" وجود دارد.

اما انگیزه ی نوشتن این نوشتار، مسئله ی سربازی اجباری است. شاید بزرگ ترین و مهم ترین دلیل (و بهتر بنویسیم: بهانه) کسانی که سلحشورانه! بر ادامه ی اجباری بودن سربازی تاکید می کنند و به خاطرش بر این و آن فشار می آورند، این باشد که روند سربازی اجباری باعث آدم شدن! - و یا اگر بخواهیم عبارت اتو کشیده اش را به کار ببریم: "اصلاح رفتار"- می شود. در این رابطه، باید گفت:

1- مگر چه قدر از مشمولین جامعه دچار رفتار نا مطلوب هستند که یک قانونی که گیریم برای اصلاح رفتار اجرا می شود، برای همه ی مشمولین در نظر گرفته می شود؟!

2- معمولا در شیوه ی تربیت اسلامی، آن چه که از بزرگان و معصومین (علیهم السلام) در رابطه با نوع رفتار حاکم با جامعه به ما رسیده است، شیوه های فرهنگی از قبیل گفت و گو، سخنرانی، تبلیغ، نوشتار، پند و نصیحت، استفاده از شعر و سایر کار هایی که موجب تقویت عناصر فرهنگی جامعه ی هدف می شود، همیشه مقدم بر ابزار های سلبی و زور و فشار است و مباحثی همچون مجازات و نفی بلد (تبعید) و تعزیر همیشه در رابطه با "معدود" کسانی است که مرتکب گناهان کبیره و اعمالی که بر ضد اجتماع شده اند، می باشند.

3- بر اساس تحقیقات معتبر انجام شده (مانند تحقیق مرکز پژوهش های مجلس) و آن چه که در "زیر پوست جامعه" دیده می شود، روند سربازی اجباری در دید کلی - عوض این که باعث "اصلاح رفتار" شود، باعث انواع نا هنجاری های فردی و اجتماعی از جمله ایجاد انواع عقده های روانی و غیره شده و می شود... نتایج نهایی آثار روند دومینوی سربازی اجباری را باید در لا به لای پرونده ها و محکومیت های کیفری جست و جو کرد... وقتی ما با سد بزرگی مانند سربازی اجباری، جوانان را در سن بیداری غریزه ی جنسی روبرو می کنیم، دیگر نباید از مسایلی مانند "لواط و زنا" زیاد تعجب کنیم! خصوصا این که امروزه، شرایط ازدواج برای بسیاری از افراد (چه از لحاظ اقتصادی و چه از لحاظ مسایل دیگر) بسیار سخت شده است و ما نباید انتظار داشته باشیم که از یک طرف، انواع بهانه ها و محدودیت ها را ایجاد کنیم و از طرف دیگر، آن ها با قسم و آیه و حدیث و روایاتمان، انگیزه ی ازدواج در سنین پایین داشته باشند و ازدیاد نسل را در دستور کار خود قرار دهند. درست نیست که از یک طرف این گونه مسایل را به وجود آوریم، اما از آن طرف وقتی که نا هنجاری ها را می بینیم بگوییم: "ان شاء الله که گربه است!"... هم چنین نباید به امثال برخی تسهیلاتی که مسئولین، برای مشمولین متاهل لطف! می کنند دل خوش کرد و وقعی نهاد؛ زیرا امثال این ها در واقع "مُسکّن" هایی هستند که خیلی زود اثر نصفه و نیمه شان از بین می رود و تا اصل  سربازی اجباری هست، نا هنجاری های یاد شده هم هست.

با این اوصاف به نظر می رسد که وقتی خبرنگاران در نشست خبری با مسئولین مربوط سربازی اجباری، در قبال ادامه ی روند فعلی، با لبخند ها و نگاه های معنی دار آن ها روبرو می شوند، باید واکنش مناسبی داشته باشند تا مسئولین مذکور به لبخند ها و نگاه های معنی دارشان ادامه ندهند...

اما برگردیم به بحث ابتدایی این نوشتار.  به دلیل همان "ارثیه ی مذکور"، راهبرد کلی حکومت بر مدار استفاده از ابزار سلبی است. معمولا مسئولین، داد و فریاد "فرهنگ و کار فرهنگی" را سر می دهند ولی در عمل، مسئولین چند دسته اند:

- یا درک درست و دقیقی از فرهنگ ندارند

- یا از فرهنگ، فقط بیلان کاری و بروشور و کار های سطحی را می دانند

- یا کار فرهنگی مقطعی را انجام می دهند

- یا از فرهنگ، استفاده ی سیاسی می کنند

- یا واقعا به فرهنگ، هم اعتقاد دارند و هم خوب درکش می کنند ولی در عمل و هم اکنون، قدرت تبدیل کردن فرهنگ به راهبرد اساسی را ندارند.

به جرأت می توان گفت که متاسفانه هنوز شیوه ی سلبی رضا خان (که مؤسس قانون سربازی اجباری در ایران است و خداوند بر دَرَکات جهنمش بیافزاید!)، راهبرد اصلیمان است برای دست یابی به جامعه ی آرمان شهر اسلامی! در حالی که اسلام، با فرهنگ و کار فرهنگی شروع شد و راه برد اصلی معصومین (علیهم السلام) برای دست یابی به اهداف الهیشان در بحث حکومت، فرهنگ بوده است و راهبرد یک میلیتاریستی مانند رضا میر پنج برای اهداف غیر الهی ضد فرهنگی اش، ابزار سلبی بوده است... . این را باید به خاطر بسپاریم که ساختن تمدن اسلامی شیعی با این که استفاده از ابزار سلبی را راهبرد اصلیمان قرار دهیم، به هیچ وجهی سازگار نیست؛ چه این که تمدن، "نمود عینی فرهنگ" است... .

گفتنی است که این نوشتار، در صدد تبیین لزوم جایگزینی فرهنگ به جای ابزار های سلبی در راهبرد اساسی است و این که سربازی اجباری با عقل و شرع و حقوق اساسی مغایرت دارد، به قوت خود باقی است و نیازمند نوشتار های جداگانه است.


منبع : طلبه محمد قمی در وبلاگ شخصی








Admin Logo
themebox Logo